ابراهيم عاملي ( موثق )
255
تفسير عاملي ( فارسي )
مفسّرين مثل طبرسى در مجمع البيان و ابو الفتوح و ديگران بعنوان قصه داستانى براى هر دوى اين ياد شده در آيه ها نقل كردهاند ، ولى قدرت آفرينش و رهبرى پيغمبران احتياج ندارد به اين گونه حوادث منقول بعنوان معجزه ى انبياء و چنان كه در سوره ى بقره نسبت بهر دوى اين قضيّه احتمال قابل فهم خود را نوشتيم ، اينجا هم ممكن است نظير آن را بگوئيم كه آيه صريح نيست در تبديل صورت آدمى ببوزينه ، و نه از جاى كندن كوه و بالاى سر مردم نگاهداشتن ، و گفته هاى مفسّرين شبيه به داستانهاى يهود است و مجعولات متّخذ از آنها ، پس ضرر و نقص بدين و گفته - هاى پيغمبران و قرآن نخواهد بود اگر چنين بگوئيم كه چون آيه صريح و موجب - يقين نيست و حديث منقول از معصوم كه موجب اطمينان باشد بر مقصود از آيه در دست نيست « 1 » ، ما از اين جمله ها چنين ميفهميم كه در آيت 167 « فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا » اعلام شده است بموجب خير و صلاح در آفرينش چون از دستور و احكام دين تجاوز و نافرمانى كردند ، گفتيم مانند بوزينگان زشت و مطرود و محروم باشيد ، تا همه ى انسانهاى متمدّن و شهر نشين كه با يكديگر زندگى ميكنند و دين و آئين و وظائفى براى آنها معيّن شده است ، بدانند كه نتيجه و سزاى خود سرى و تخلَّف
--> ( 1 ) مؤلَّف - رحمه اللَّه - « نتق » را بمعنى « رفع » گرفته و چنان كه در معنى لغات گذشت بمعنى كندن از جاى ، و تكان دادن ، و بالا بردن و متزلزل كردن ، پهن و گشاده نمودن نيز آمده است ، و بقرينهء « وَرَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ » بمعنى رفع مناسبتر است و چون « رفع » صريح در كندن و بالا بردن نيست لذا مؤلف چنين گفته است ، اما احاديث يكى دو خبر از طريق خاصّه هست كه « نتقنا » را به معناى از جاى كندن و بلند كردن ذكر كرده لكن از قبيل اخبار آحاد است كه اطمينان بصحّتش نيست و نيز از طريق عامّه چند خبرى از ابن عبّاس نقل شده كه وى گفته است « خداوند كوه را از جاى كند و بر بالاى سر آنها نگاهداشت و گفت يا ايمان بياوريد يا اينكه اين كوه را بر سر شما خواهم افكند » اين اخبار علاوه بر اينكه از معصوم نقل نشده خود دلالت صريح بر اين دارد كه بالزام و الجاء از آنها ايمان خواسته شده . و در مذهب حقّ ايمان الزامى فائده اى نخواهد داشت و در اين صورت كار عبثى بوده ، بدين جهات مؤلَّف رحمه اللَّه حاضر بپذيرفتن قول غالب مفسّرين ( كه گفتهاند معنى آيه اينستكه « لتأخذنّ امري او لأرمينّكم به فسجدوا و هم ينظرون اليه مخافة أن يسقط عليهم » يا بايد فرمانم را بپذيريد يا اين كوه را بر سر شما ميأفكنم و آنان از ترس فرود آوردن كوه همه به سجده افتادند ) نشده است . و نبايد توهم كرد او منكر معجزه است زيرا محمل صحيح براى قول او هست و تا ما دامى كه محمل صحيح وجود دارد حمل بر معنى ناصواب خطا است . ( مصحّح )